عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
46
كشف الحقايق ( فارسى )
ايشان كه « لا يصدر من الواحد الا الواحد » پس از بارىتعالى و تقدس كه علت مطلق و فاعل اول و مصدر موجودات است يك چيز بيش صادر نشد و آن عقلست پس معلول اول و موجود دوم عقل آمد و در اين عقل باضافات و اعتبارات كثرت پيدا آمد يعنى به يك اعتبار ممكن الذاتست و به يك اعتبار واجب لغيره نظر بذات وى ممكن است و نظر به علت وى واجب پس به اين از وى دو چيز پيدا آمد باعتبار آنكه ممكنست فلكى صادر شد و باعتبار آنكه واجب عقلى ديگر از وى صادر شد پس اين عقل اول را كه معلول است عقل كل مىگويند و اين فلك اول را كه فلك الافلاك است جسم كل مىگويند و همچنين از هر عقلى فلكى و عقلى صادر مىشد تا بعقل نهم كه فلك قمر است رسيد پس از عقل نهم فلكى صادر شد و آن عقل دهمست كه عقل فعالست و از عقل دهم عنصر صادر شد كه ماده عالم كون و فساد است و صور صادر شد كه صور عالم كون و فساد است و عنصر و صور معلول عقل دهماند و اگر كس گويد كه عنصر و صور كه معلول عقل دهمند چرا تبديل و فساد را به ايشان راه است كه قبول كردن عنصر مر صور را به شرط استعداد است و اگر در عنصر استعداد و قابليت صورت آتشى پيدا آيد صورت آتشى در وى حال مىشود و اگر استعداد و قابليت صورت هوايى پيدا مىآيد صورت هوا در وى حال مىشود و اگر استعداد و قابليت آبى پيدا مىآيد صورت آب در وى حال مىشود و اگر استعداد و قابليت خاك در وى پيدا مىآيد صورت خاك در وى حال مىشود و چون با يكديگر مىآميزند مزاج پيدا مىآيد اگر استعداد و قابليت معدنى پيدا مىآيد صورت معدنى در وى حال مىشود و اگر استعداد و قابليت نباتى پيدا مىآيد صورت نباتى در وى حال مىشود و اگر استعداد و قابليت حيوانى پيدا مىآيد صورت حيوانى در وى حال مىشود و سبب اين استعداد و قابليت حركات افلاكست كه اگر علت اين استعداد و قابليت عقل بودى تبديل و فساد را بعنصر و صور راه نبودى چنان كه به افلاك راه نيست . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه ماده اشياء يك قسم است اما صور اشياء بر اقسام است پس حيوان كه حيوانست به صورت حيوانى حيوان